سلام
( ادامه مطلب )

( ادامه مطلب )
( ادامه مطلب )
برچسب ها :زن،مرد،قضاوت امیرالمومنین,
( ادامه مطلب )
برچسب ها :معروف شدن وبلاگ،وبلاگ خوب,
IE مخفف کلمه Internet Explorer معروفترین مرورگر دنیا ساخت شرکت بسیار قدرتمند مایکروسافت است .مرورگری که بسیاری معتقدند هنوز پرطرفدارترین مرورگر دنیا به شمار می رود.IE از زمانی که نسخه های قدیم ویندوز عرضه میشد بروی سیستم عامل ها نصب بود و همین عامل باعث شده بود استفاده از آن بسیار رایج باشد .البته هنوز هم این مرورگر همراه باسیستم عامل ویندوز عرضه می شود .IE تا چند سال پیش بهترین و محبوب ترین به شمار می رفت اما زمانی که شرکت موزیلا مرورگر معروف خود یعنی Mozilla Firefox را عرضه نمود به تدریج از محبوبیت IE کاسته شد تا جایی که حتی IE نسخه 7 هم نتوانست جلوی از بین این محبوبیت را بگیرد و با ارائه Mozilla Firefox v3.0 باعث شد دیگر به طور کامل IE به زیر کشیده شود و این مرورگر شرکت موزیلا بود که توانست با آماری خیره کننده رکورد دانلود در یک روز را بشکند و خود را بلندای سکوی مرورگرها ببیند .از آن پس مایکروسافت تصمیم گرفت با ارائه نسخه جدیدی از مرورگرIE که بعدها به IE8 معروف شد هم شهرت از دست رفته خود را بازگیرد و هم این که بتواندبا سرعت و کارایی بالاتری نسبت به رقبای دیگر خود و علی الخصوص Mozilla Firefox دوباره جای خود را میان کاربران در اینترنت پیدا کند . از زمانی که مایکروسافت اقدام به طراحی نسخه جدید مرورگر خود شدهبسیاری از کاربران منتظر ارائه نسخه نهایی آن بوده اند، هرچند این نسخه از زمانی که حتی به صورت آزمایشی هم روی سرورهای مایکروسافت قرارگرفت بسیاری برای دریافت آن اقدام نمودند تا ببینند آیا این مرورگر در خود تغییراتی ایجاد نموده یا خیر؟
اما نکته ای که مسلم شده و بسیاری به آن اطمینان دارند این است که IE8 بسیار سریع تر از نسخه های قبلی بوده و با بهینه شدن بسیاری موارد سرعت بارگذاری صفحات تا حدود زیادی افزایش یافته تا آن جایی که IE8را بسیار نزدیک به موزیلا فایرفاکس نموده است .این نسخه همانند نسخه 7 از قابلیت Tab Browsing بهره می برد با این تفاوت که تب ها هم بهینه شده تا کاربر ساده تر از آن چه که فکرش را کند در محیط اینترنت گشت و گذار نماید. شاید یکی از مهمترین علت هایی که سران مایکروسافت و بخش طراحی این مرورگر را واداشت که نسخه جدید را ارائه کنند امنیت نسبتا پایین در نسخه های قبلی بوده است ،مایکروسافت از همان زمانی که توسعه و به روز رسانی IE را آغاز کرد در مورد امنیت قول های زیادی به کاربران داد و عنوان نمود که در این مورد ، سعی خواهد شد نهایت امنیت برای کاربران فراهم شود . البته با ارائه دو نسخه آزمایشی و نسخه RC ویرایش اول Release Candidate 1 هم مایکروسافت تا حد زیادی به قول خود در زمینه امنیت عمل کرد.
IE8 در چندین بخش دیگر هم به روز رسانی شده که خالی از لطف نیست جملاتی کوتاه در مورد آن ها ذکر کنیم.
یکی از قابلیت های جدیدی که به این نسخه ازIE اضافه شده است قابلیت جستجوی واقعی است. حتما در نسخه 7 در سمت راست نواری را دیده اید که به سادگس با آن می توانستید کلمات مورد نظر را در میان جستجو گرها Search نمایید. حالا در IE8 زمانی که حرف را حروفی را تایپ شود ادامه حروف به صورت هوشمند ظاهر شده تا کاربر ساده تر بتواند جستجو را انجام دهد.
قابلیت بعدی که برای بسیاری اهمیت زیادی دارد گشت و گذار در دنیای وب سایت ها به صورت خصوصی است .حتما پیش آمده در اینترنت گشت وگذار کرده وسپس برای این که کسی از کارهای شما با خبر نشود مجبور شده اید تمامی کوکی ها ،کش هاو History ها را پاک نمایید. در IE8 با استفاده از قابلیت Inprivate کاربر به سادگی می تواند در وب کارهای خود را انجام دهد بدون این که کوچکترین ردپایی از خود به جای بگذارد . این قابلیت در کافی نت ها و یا مکان های عمومی بیشتر نمود پیدا می کند.
امکان بعدی در کنار دو دکمه Refresh وStop در کنار آدرس بار دکمه دیگری قرار گرفته است که به Compatibity view نام دارد و به کاربر کمک می کندتا ساده تربه بازدید سایت های مورد علاقه خود بپردازد.کار این دکمه در حقیقت این است که بعضی اوقات سایت هایی هستندکه با تمامی مرورگر ها سازگاری ندارند. برای مثال وب سایتی با مرورگر نسخه 8 سازگار نشده است.این قابلیت کمک میکند تا تمامی آنچه که در سایت مورد نظر هست برای کاربر به نمایش در آمده وتمامی امکانات از قبیل متن ها , تصاویر و .. به همان صورت که طراحی شده اند نشان داده شوند. یعنی به نوعی استاندارد سازی شود , در بیشتر موارد این استاندارد با سایت ها همخوانی دارد و گاهی این مورد ممکن پیش آید.
قابلیت دیگر جای گرفته در این مرورگر مبحث امنیت در ایمیل ها و صفحات شبیه به آن ها است یکی از مواردی که در نسخه های قبلی ضربه بیشتری به کاربران می زد همین مورد بود که در این نسخه جدید مرورگر ,تقریبا به صورت کامل حل شده است البته این مورد در مورد ایمیل ها خلاصه نمی شود بلکه تقریبا در تمامی فرم ها , صفحاتی که معمولا پروتکل آنها متفاوت است صدق می کند
( ادامه مطلب )
دختری گول خور و خوش باور
ز ره مدرسه میکرد گذر
روزی اندر سر راهش بگرفت
بلهوس عاشقکی زود گذر
خواند بر او دوسه سطری از عشق
کرد او را زره راست بدر
دخترک کرد فراموش همه
پند ارزنده سخنهای پدر
بخفا از پدر و مادر خویش
وعده ای داد به آن عاشق شر
چون بر آورده شد آن وعدۀ بد
چشم بگشود و بخود کرد نظر
گفت هیهات ز بخت سیه ام
زانکه شرم و شرفم گشت هدر
گریه می کرد و همی گفت به خویش
ز چه رفت از نظرم حرف پدر
گفت لعنت بخود ای دختر بد
دختر خائن و زشت و خود سر
هر چه می گفت پدر از ره پند
گوئیا بود دو گوشم همه کر
بارها می گفت پدر با من پست
نخوری گول هوسهای گذر
عاقبت غشق و هوس خوارم کرد
عمر باعزتمن داد هدر
الغرض خاک سیه بر سر کرد
دادبر باد همه عفت و فر
هان تو ای دختر معصوم و تمیز
عفت تو است به از پاکی زر
مادر خود تو بدان محرم خویش
تا نیاید به رهت بیم و خطر
هر چه از فکر توبر سر داری
زود کن عرضه به مادر دختر
هر چه در راهگذر می شنوی
نکنی هیچکدامش باور
خواهش کوی و گذر بلهوسی است
باید ت سخت از آن کرد حذر
عبرتی گیر از آن دختر پست
که چسان کرد از آن راه ضرر
برچسب ها :گول زدن دختر،هوس،عاشق,
F1 مشاهده ی راهنمای محیط،F2تغییرنام شئ انتخابی،F3باز شدن کاوشگر ویندوز برای جستجوی فایلها،Alt+F4بستن پنجره
F5نوسازی محتویات پنجره،Alt+Tabمشاهده ی آیکن برنامه های درحال اجرا،shift+F10معادل کلیک راست روی شئ انتخابی،Backspaceرجوع به یک سطح بالاتر،Ctrl+Escظاهر شدن منوی Start
Ctrl+Alt+Delنمایش کادرTask Managerبرای مدیریت کارها یا خروج از ویندوز،Ctrl+Aانتخاب تمام شئ هاینجره ی فعال،Ctrl+Cکپی کردن شئ های انتخاب شده به حافظه ی موقت،Ctrl+Vفراخوانی شئ های موجود در حافظه ی موقت،Ctrl+xانتقال شئ های انتخابی به حافظه ی موقت،Ctrl+Oبازکردن فایل در اغلب برنامه ها،Ctrl+Nایجاد سند جدید در اغلب برنامه ها،Ctrl+Sذخیره کردن محتوای سند تحت نام یک فایل در حافظه ی جانبی،Ctrl+Zبرگشت به حال قبلی،Print Screen انتقال تصویر صفحه نمایش به حافظه ی موقت،Alt+Print Screenانتقال تصویر پنجره ی فعال به حافظه ی موقت،Alt+Enter خصوصیات یک شئ،Alt+Spacebar منوی سیستم برای برنامه ی باز،Start+Dبه حداقل رساندن همه ی پنجره های باز ونمایش صفحه ی دسک تاپ،Start+Tab چرخش بین برنامه های باز در نوار ابزار،Start+Fجستجوی فایل وپوشه،Ctrl+Start+Fجستجو به دنبال کامپیوتر درشبکه،Start+F1 راهنمای ویندوز،Start+Lقفل کردن سیستم،Start+Rکادر محاوره ای اجرا،Start+Pause/Breakکادر محاوره ای مشخصات سیستم،Start+Uکادر محاوره ای Utility Manager، Start+Eکاوشگر ویندوز.
برچسب ها :کلید های میانبر،کلید های ویندوز,
سلام.با آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان امیدوارم که در زندگی پیروز بوده باشید .
ما را لینک کرده در وبلاگ خویش و بعد از آن به ما خبر داده تا شما را در چند جا لینک کنیم یک لینک در مقابل چند لینک و هر کسی مایل هست این آدرسی که در این جا هست را (آدرس و لینک من)با عنوان مطالب و دانستنی های جالب و دانلود لینک کرده تا ما هم به قولی که داده ایم عمل کنیم توجه داشته باشید آدرس و عنوان خود را حتماً بگذارید مبادا که فراموش کنیدو اگر باز کسی مایل بود بگوید تا در همین صفحه هم قرارش بدیم.(به شرط پذیرفته شدن وبلاگ شما)
دانلود رایگان...تبادل لینک ...مسائل جنسی..یار مهربان فرمان روای شهر احساس...آموزشی...مهدویت
برچسب ها :تبادل لینک ،تبادل,

پرنده ی قفس
نگاهش با همه نگاه ها فرق داشت،نه غمگین بود ونه شاد،ازچهره اش چیزی نمیشد فهمید،بی آنکه سوالی بپرسم ویا حرف را شروع کنم ،مانند دیگی که اماده سر رفتن است،لبریز شد.شاید منتظر بودتا یکی حرف های ناگفته اش را بشنود.ریزه اندام بود،سفیدرو با چشمان عسلی روشن،نه میشد بگی زشت بود ونه میشد که بگی زیباست.روی هم رفته چهره ی دوست داشتنی داشت که به دل مینشست.یه جور مظلومیت توی صورتش خودنما یی میکرد،گفت:-اصلا نمیدونم ازکجا شروع شد.اصلا ماجرایی نبود که بخواد شروع بشه یه زندگی به ظاهر آروم یه پدرکه ازصبح تا شب کار میکرد.وضع مالیمون اون اندازه بود که راحت میخوردیم ومی پوشیدیم،با خودم میشدیم سه تا خواهر،یه خواهرم ازمن دوسالی بزرگتربود دوتابرادرکوچیک هم داشتم.بابام دوست نداشت دختراش درس بخونن،به زورتاکلاس پنجم خواهرم درس خوند،اما منو به اصرارهای عموی بزرگم،فرستاد مدرسه ی راهنمایی؛اما خودش،هم میبردم وهم برم میگردوند.هیچ کس توی خونمون اجازه نداشت بدون بابام از خونه خارج بشه،تنها برادرم اونم فقط دمه در،بابام به همه آدمای دنیا،به همه چیزها بدبین بود،خونه فامیل حقی که بریم نداشتیم،تنها بابام با مامانم میرفت اونم اگه مهمونی خونه دایی یا خاله بود،مهمون هم هروقت خونمون بود باید سه تایی کنج اتاق میشستیم تا مهمونا برن،پسرای فامیلو که هیج وقت ندیدیم نه تفریحی داشتیم نه سرگرمی حتی برنامه های تلویزیون را اجاز ه نداشتیم ببینیم مگروقت خودش بود و اجازه میداد می گفت بجه ها روشون زیاد میشه گوشی تفلن همیشه قفل بود تا مبادا به یکی زنگ بزنیم خلاصه یه زندگی مسخره داشتیم که هیچ کس مثل ما این زندگی ر انداشت خواهر م بزرگ بود اما هیچ خواستگاری حق اینکه بیاد خواستگاری رو نداشت اما یه بار یکی از اقوام دور بابام امد خواستگاری خواهرم کار داشت درست می شد پسره می خواست خواهرم رو ببینه اما بابام اجازه نداد می گفت بعد از عقد، من اجازنمیدم یه نامحرم دخترم رو ببینه به هر حال اونا رفتن و دیگه پیداشون نشد .
البته من بهشون حق می دادم بابام خیال مکرد توی عصر حجر زنگی میکنه خونمون مثل یه زندان بود بابام هم زندان بان . مقابل تمام در ها و پنجره ها یه پرده بی کلفت به دستور بابام زده بودیم در حیاط همیشه قفل بود هیج همسایه ای در خونمون نمی امد چون مادرم اجازه نداشت در رو باز کنه . اگه یه وقت شبی یه مزاحم زنگ میزد و بابام گوشی رو ورمی داشت و طرف قطع میکرد می افتاد به جون م ن و خواهرم و حسابی کتک میزد . وقتی توی مدرسه بجه ها از تفریح از پارک .. حرف میزددند با حسرت نگاهشون میکردم ارزوی یه سفر به دلم مونده بود کم کم فهمیدم اببام با همه بابا های دنیا فرق داره کسی حقق اعتراض نداشت چنان با کمربنده چرمش به جون کسی که اعتراض کرده بود میافتاد که بقیه هم حساب کار خودشون رو میکردند یه زندگی داشتیم که سر و تهش عذاب بود .گاهی مادرم رومی دیدم که به خاطر ما گریه میکرد،می گفت به خاطر شماها سوختم وساختم وگرنه می رفتم پی زندگی خودم ،دلم برای مادرم سوخت. سه سال راهنمایی را به زور خوندم و دبیرستان رو بابام نذاشت برم. می گفت این یکی دو سال رو هم زیادی خوندی .من شدم خونه نشین کنار خواهرم و مادرم ، از صبح تا شب مثل یه جغد کورباید کنج خونه کز می کردیم ،تمام تفریح ما موقعی بود که خالم با بچه هاش صبح زود می اومد خونمون و خیلی زود هم می رفت . به جز بابام و برادرم کسی حق نداشت زباله رو بیرون ببره. به اصطلاح خودش میخواست تربیتمون کنه ،می گفت زمونه خرابه ،بیرون نیستین نمی دونین چه خبره ،همش فکر می کردم بیرون چه خبرایی هست. جلوی محرم خودمون مثل دایی و عمو باید چادر سر می کردیم ،مادرم بیچارم کلی لباس می پوشید ، آخرش هم روش رو به قدری تنگ می گرفت که تنها نوک بینی اش پیدا می شد...سکوت کرد،از فرصت استفاده کردم و گفتم :اسمت رو نگفتی ؟ سرش را بلند کرد، با صدای خشکی گفت: نسرین. دوباره پرسیدم: چند سال داری ؟ جواب داد: هفده سال. ادامه داد: حالم از خونه به هم می خورد ،یه زندگی کسالت بار ،روزی چند بار بابام با خونه تماس می گرفت ،سر ساعت هایی معین و برادرم باید گوشی رو بر می داشت ، بعد می داد به مادرم ، می خواست ببینه خونه چه خبره. دیگه مادرم عادت کرده بود . گاهی وسط روز به بهو نه های مختلف خونه سر می زد ، همگی می دونستیم الکی می آد . آرزو به دلمون موند که یه شب با بابام بریم گردش، بگیم، بخندیم. گاهی به زور از مادرم که کلید یدک پشت بوم رو که یواشکی داشت،ازش می گرفتیم و می رفتیم بالای پشت بوم، از اون بالا کوچه رو، خیابون دید می زدیم، بعضی وقتا پسر همسایه رو به رویمون از پشت پنجره نگاهمون می کرد ، خونش سه طبقه بود و به راحتی پشت بوم و حیاط ما رو می شد از اون بالا دید .با خواهرم خودمون رو می زدیم به اون راه مثلاً ما کسی رو ندیدیم . اما هر بار که می رفتیم اونم بود. شاید براش عجیب بود، دخترای همسایه ای که تا به حال ندیده ، چرا بالای پشت بوم می شینن. یه روز بالا بودیم داشتیم با خواهرم از دوران دبیرستان صحبت می کردیم ،برادرم فریاد زد بابا، من به سرعت راه برگشت را پیش گرفتم ، فقط داد زدم ،نیره بدو ، من به موقع رسیدم پایین اما بابام خواهرم رو دید ، در باز پشت بوم رو هم دید ، شاید کسی باور نکنه اون قدر خواهر بیچارم کتک خورد که بیهوش با صورتی خونی روی زمین افتاد. بعدش هم نوبت مادرم بود، به خاطر کلید، بیچاره خواهرم تا چند شب از درد ناله می کرد ، سخت گیری های بابام تمومی نداشت روز به روز قانون تازه ای واسه خودش وضع می کرد ، اگه زنگ می زد خونه و می فهمید گوشی اشغاله، روزگارمون سیاه بود، که کی بوده و با کی کار داشته ، اگه یه وقت یکی می خواست بیاد خواستگاری ،مادرم از ترس بابام اجازه نمی داد . حتی یه بار هم نشد موهام رو شونه کنم و دور بر یزم ، چون بابام بدش می اومد ، باید روسری سرمون می کردیم . اگه یه وقت مادرم لباس می شست و می خواست بره حموم باید صبر تا بابام بیاد، بعد بره حموم، اگه یه وقت مادرم لباسشو عوض می کرد باید صد تا دلیل برای اینکه چرا اون وقت روز لباسش را عوض کرده بیاره. نمی دونم شاید روانی بود، هیچ کس نتو نست اونو راضی کنه که کمی بهتر با ما تا کنه. مادرم می گفت تا ما رو دق مرگ نکنه، ول کن نیست. کمی سکوت کرد ، بعد پرسید : تا به حال مثل ما دیده بودی ؟ لبخندی زدم و جواب دادم: راستش تا به حال نه. دوباره نگاهش را به دیوار مقابلش دوخت،از پنجره داخل حیاط را می دیم ، تعداد زیادی دختر داخل حیاط بودند. کفت:بیشتر اونا فراریین ، همشون یه عالمه دلیل برای فرار داشتن ، اما واسه من با همه ی هونا فرق داشت ، یه وقتایی دیگه صبر و تحمل آدم تموم می شه،... زندگی جهنمی ما ادامه داشت، یه روز از خستگی اومدم داخل حیاط ، لب ایوون نشستم و به آسمان چشم دوختم ، یه لحظه نگاه کردم دیدم پسر همسایه پشت پنجره نگاه می کنه ، سرم را به جانب در حیاط دوختم، صدای مادر بلند شد ، نسرین بیا تو، بابات یه دفعه می آد. نمی دونم چه قدر زمان گذشت که صدای چرخش کلید را شنیدم، فلج شده بودم، اومدم بلند شم بابام دیدم، چنان نگاهم کرد که از ترس پریدم داخل خونه، پشت مادرم قایم شدم. نمی دو نم بابام پسر همسایه رو دید یا نه، افتاد جونم تا جایی که قدرت داشت کتکم زد، فحش داد، بعدش هم مادرم رو زد، دیوونه بود کم کم یقین پییدا می کردم، یه چند روزی طول کشید که صورتم خوب شد، دیگه خسته شده بودم، دنبال نفس بودم بیرون، اون جا برام مثل یه زندان بود. به خواهرم گفتم بیا فرار کنیم، گفت دیوونه کجا بریم ، گفتم هر جا بریم از این جا بهتره، خواهرم خیلی توی گوشم خوند تا از خر شیطون بیام پایین اما نشد. تصمیم رو گرفته بودم، به خواهرم گفتم بد بخت چه ما توی این خونه باشیم چه بیرون،نابودیم، پس بیا بریم. اما نیو مد ، هنوز مردد بود، یه دو روزی نقشه کشیدیم، تا این که بالا خره یه روز صبح زود، با کمک خواهرم از خونه زدم بیرون، هر چی بابام پول داشت برداشته بودم ، اولین باری بود که تنها بیرون می رفتم ، یه نفس عمیق کشیدم، آزادی چه شیرین بود.تا عصر توی خیابونا پرسه زدم ف اصلاً ناراحت نبودم ، تنها دلم برای خواهرم و مادرم می سوخت. با خودم می گفتم کجای بیرون بده که بابام اون قدر بد تعریف می کرد . می خواستم شب را برم خونه خالم که ترسیدم نرفتم، می دونستم بابام همه جا رو دنبالم می گرده، و این بار کشتنم حتمی بود. با پرس جو رفتم تر مینال ، با یه خانمی آشنا شدم، راهنماییم کرد تا اومدم تهرون، بهش گفتم دانشگاه تهران قبول شدم . همون آخرین باری بود که شهرمون رو دیدم، جنوب کجا و تهران کجا... پرسیدم: پشیمون نیستی، دوست داری بر گردی خونه تون. جواب داد نه. چون اگه فرار هم نکرده بودم، نابود می شدم یه طور دیگه، بابام دست بردار نبود، شوهرم که نمی گذاشت بکنیم. درسته خیلی سخته، باید تنت رو واسه خیلی چیزا چرب کنی، اما در عوض واسه خودت هستی ، آزادی ، دیگه مثل پرنده ای که از قفس بیرون می پره . وقتی بری توی این منجلاب ، باید برای نجاتت کار کنیف حاتا به هر راهی که می شه ، الان نزدیک یک ساله فرار کردم کلی کارای خلافو،دیگه یاد گرفتم ،حقه بازی ، کلک زدن به دیگران ، خود فروشی .. پرسیدم : چطوری آمدی ، اینجا ، گرفتنت؟
لبخندی زدو گفت : با چندتا از بچه ها جمع بودیم که مأمورا ریختند توی خانه ، گرفتنمون ، با ر اول گیر افتادم . پرسیدم : حرف دیگه ای نداری ؟ نزدیک پنجره ایستاد و بیرون رو تماشا کرد،زیر لب گفت: فقط دوست دارم بابام بیاد و منو ببینه و بفهمه نتیجه اون رفتاراش چیزی جز فاسد شدن من نداشت ، شاید تا به حال نیره هم فرار کرده باشه .
در اتاق باز شد و مسئول دفتر وارد شد ، گفت : تموم شد ؟ گفتم : بله و خیلی ممنونم . زنی که مسئول ئدفتر بود ، رو به نسرین گفت: می تونی بری ؟ خواست از در اتاق بیرون برود که گفتم : خیلی ممنون . به هیچ حرفی اتاق را ترک کرد . صدای خانم معینی را شنیدم که گفت : دختر ساکتی هست ، یه ماهه دستگیر شده ، توی یه خونه ی فاسد با 10 و 20 نفر پسر و دختر دستگیر شدند . دقایقی بعد ، بهزیستی را ترک کردم ، در تمام طول راه به حرف های نسرین فکر می کردم ، ای کاش پدر نسرین به جای این همه شک بیهوده به درد دل های دخترش گوش می داد...
برچسب ها :دختر فراری ، فرار دختران،فرار چرا،,
دانلود نرم افزار
دانلود کتاب
دانلود بازی
دانلود مداحیبرچسب ها :دانلود،Download،نرم افزار ،کتاب،بازی،مداحی,
تنیس روی میز:برچسب ها :تنیس روی میز ،تنیس,

عجائب احکام حضرت امیر المومنین:
چون عمر بن خطاب زمام خلافت و امارت را در دست گرفت مرد یهودی بر وی در آمد و در آنوقت عمر در مسجد بود مرد یهودی پرسید ای عمر تو امیر المؤمنینی؟ گفت آری . پرسید تو آن کسی هستی که مردم از تو سؤال میکنند و تو از کسی سؤال نمیکنی و تو حکو مت میکنی و کسی بر تو حکومت نمیکند؟ عمر گفت آری چنین است ، یهودی گفت حال که چنین است پس مرا جواب بده از خصالی که از تو سؤ ال میکنم ، عمر گفت بپرس . یهودی گفت خبر بده مرا از یکی که دو ندارد و از دو تائی که سوم ندارد و از سومی که چهارم ندارد و از چهارمی که پنجم ندارد ...... و از دهی که یازدهم ندارد.
عمر نتوانست جواب گوید ناچار سر خود را بزیر انداخت یهودی گفت جواب مرا چرا نمیدهی هر چه سؤ ال میکنم جواب گوی ؟ ابو ایوب انصاری گفت که امیرالمؤمنیت از سؤال تو مشغول است (متوجه دعا و نماز خود می باشد ) و لکن بر و نزد آن مردی که نشسته است.
فرمود که در آن موقع علی علیه السلام با جماعتی از یاران خود در مسجد نشسته بود ، مرد یهودی نزد امیرالمؤمنین آمده گفت م در نزد امیر شما رفتم و از او مسائلی چند در بارۀ چند چیزها پرسیدم و در هیچکدام از سؤالات مرا جواب نداده است و مرا نزد شما فرستاده است که جواب دهید . علی علیه السلام سر برداشت و فرمود : مسائل تو چیست یا بن هارون ؟ مرد یهوده سؤالات گذشته را اعاده کرد امیرالمؤمنین فرمود : اما آن یک که او را دومی نیست او خدای واحد است که بی همتا است تبارک و تعالی و اما آن دو تا که سومی ندارد او آفتاب و ماه است و اما آ ن سه را که چهارمی نیست طلاق زنتن است واما آن چهار که پنجم ندارد عدد زنهائی میباشد که میتوان بنکاح دائم در آورد و بیش از چهار زن دائم جایز نیست ، و اما پنجمی که ششم ندارد آن نماز های پنج وقت است واما آن شش که آنرا هفت نباشد آن شش روز است ک خداوند در آن شش روز آسمان ها و زمین ها را آفرید و اما آن هفت که او را هشتمی نباشد آن اسمان های هفتگانه است و اما ان هشتی که نه نگردد آن حاملین عرشند که هشت تن میباشد و اما آن نه که ده نمیشود مدت آبستنی زنان است .
مؤلف گود که این معنی محمول بر غالب مردمستکه غالباً در نه ماهگی وضع حمل میکنند و الا در اخبار آل عصمت وارد است که اکثر مدت حمل یکسال است .(انتهی).
و اما آن ده که او را یازدهمی نباشد او آن ده روز استکه خداوند میقات و مو عد گاه خود را با موسی تمام کرد چنانچه خود فرمود ه ( و واعدنا موسی ثلاثین لیلة و اتممنا ها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیلة ) یهودی گفت این چیزی است که تو میدانی و ما بدان ها اعتقاد داریم من شهادت میدهم که تو امیر المؤمنین میباشی و بطور حق و یقین و برست آن حضرت ان یهودی ایمان آورد.

-خواص ایات یس:جهت زیادی نعمت هرروز100باروالقران الحکیم.
-جهت دوستی باخدابعدازنمازصبح100بار(علی صراط مستقیم)
-هرکس سوره ی(غاشیه)درفرائض ونوافل مداومت نمایدحق تعالی اوراغریق رحمت خودگرداند.
-هرکس قبربرادرمومن رازیارت کندوسوره ی(قدر)راهفت بابخواندازترس رستاخیزایمن گردد.
-هرکس بعدازنمازصبح جمعه قبل ازطلوع افتاب 10بارسوره ی(کافرون)بخواندو100بارصلوات بفرستدبه مرادخود برسد.
-ختم تمام قران جهت مهمات:ازپیغمبراکرم(ص)روایت شده هرکس قران را به این ترتیب ختم کند خدابرایش هرحاجتی را براورد ومهماتش را کفایت کندجمع ازاول قران تا اخرسوره(مائده) وشنبه از(انعام)تا اخر(توبه)یکشنبه از(یونس)تا اخرسوره(مریم)دوشنبه از(طه)تا اخر(قصص)سه شنبه از(عنکبوت)تا اخر(ص)چهارشنبه ازسوره(زمر)تا اخر(الرحمن)پنجشنبه از(واقعه)تا اخرقران بخواند بعدازختم سجده رود پنج بار بگوید(سبوح قدوس رب الملائکه والروح)بعد(ایت الکرسی)رابخواند وبه سجده رود وپنج بار تسبیح راگوید.
دفع امراض به کمک قران:تنگی قلب:به جهت تنگی قلب هفده روز دومرتبه سوره(الم نشرح)رامیخوانی یک مرتبه صبح ویک مرتبه شب.
جهت دردگردن:دورکعت نماز بخوان ودرهررکعت یک مرتبه(حمد)وسه مرتبه سوره(زلزال)رامیخوانی.
جهت درد پا:دورکعت نمازمیخوانی درهررکعت یک مرتبه(حمد)واز(امن الرسول)تا اخرسوره(بقره)رامیخوانی.
رفع بوی دهان:ازمولایمان حضرت امام ابی الحسن علی بن موسی الرضا(ع)روایت است که فرمودند:انجیر بوی دهان را میبرد واستخوان رامحکم میکند وموی را میرویاند و درد رامیبردکه باوجود ان احتیاجی به دوا نباشد.
رفع بواسیر:درطب الائمه روایت نموده که زیاد نشستن دربیت الخلا باعث بواسیرمیگردد.ازحضرت امام صادق(ع)روایت است که فرمودند:تره بواسیر راقطع میکند وکسی که خوردن ان را ادامه دهد از بیماری جذام پیشگیری مینماید.
رفع سر درد:اگرسوره(قلم)رابرشخصی که دچار سر درد میباشد اویزان نمایند درد اوساکت میگردد.
جهت نور چشم:ازحضرت امام صادق(ع)مرویست هرکه سوره(قدر)رابیست ویکبار بخواند خداوند نورچشم اورا کرامت فرماید.
برچسب ها :خواص آیات،رفع بیماری ،صلوات،یس،قدر،کافرون،غاشیه، انعام، دفع امراضدرد پا، درد گردن،تنگی قلب,
دستورات پزشکی امام رضا(ع)
اما چگونگی شرابی که از نظر اسلام حلال است و بعد از غذا نوشیده می شود.
این شراب از مویز پاک شده گرفته میشودبدین نحو ده رطل(نزدیک به یک کیلو)آن را شسته ودر داخل آب صاف میریزند که آب چهار انگشت بالاتراز دانه های مویزقرارمیگیرد، درزمستان به مدت سه روزودرتابستان به مدت یک شبانه روز میگذارند که در آن حالت باقی بماند،و سپس آن رادر دیک تمیزی میریزندواگرآب آن ازآب باران قرارداده شودبهتراست واگر اب باران نبود مقداری ازآب چشمه ای که ازناحیه ی مشرق جاری میشود برداخل آن میریزندکه باید آب آن چشمه زلال وسفیدوسبک باشد،این آب به سرعت سردی وگرمی راقبول میکنداین حالات دلالت برصفت آن آب میکند،واین مویز درداخل آن آب میپزند تابادکندسپس آن رافشرده وآبش راصاف میکنندومیماندتاسردشود وسپس آن را دردیک ریخته واندازه اش راباچوبی مشخص میکنندو برروی آتشی ملایم آن رامیجوشانندتا(دو سوم)آن جوشیده وبخارشود و(یک سوم)آن باقی بماند؛وسپس به مقدار یک رِطل عسل صاف که به اندازه همان آب باران ویا آب چشمه است برداخل آن ریخته ومیگذارند تا دوباره جوش بیاید و به اندازه ی عسل تز آب ان بخار شودو به اندازه ی اولش گردد وبعد به وزن یک درهم زنجبیل،و به وزن نیم درهم قرنفل،و نصف درهم دارچین،یک درهم زعفران،و از سنبل طیب وهندباء و مصطکی از هر کدام نصف درهم را جداگانه کوبیده و در داخل پارچه ای تمیز بریزند و محکم ببندند و درداخل دیک بگذارند تا عصاره ی آنها داخل دیک بریزد و در این مدت ان دیک بروی آتشی ملایم قرار گیرد،و بعدآن را سرد کرده وبه مدت سه ماه در جایی گذاشته و به آن دست نمیزنند تا مواد داخل آن به هم آمیخته گردد وبعد ازآن مصرف شود.و مقدار مصرف آن یک یا دو لیوان آب خوری است.
…!وقتی که غذا را آنچنان که برایت بیان کردم خوردی از این شراب بعداز غذا به اندازه ی سه قدح بنوش؛که هروقت این عمل را انجام بدهی شب و روزت از دردهای رطوبتی مزمن مانند نقرس،انواع بادها و غیر از آن ازدردهای عصبی،دماغ،معده و بعضی ازدردهای کبدی،طحال،سپرز و روده ای،خود را درامان ساخته ای و اگر بعد از آن تشنه شدی نصف مقدار گفته شده از آن رابخور،چرا که ا ناز برای بدن شما و زیادتی جماعش و محافظت از بدنش مفید است ؛ زیرا که صلاح و پایداری بدن و نیز فساد و از بین رفتن آ ن بستگی به اب و غذا دارد و اگر آب و غذا اصلاح شود همانا بدن اصلاح شه است و اگر آن دو فاسد شوند بدن نیز فاسد می شود.
در کتاب فوائد رضویّه ، بعد از اینکه حاج شیخ عباس قمی مطالبی در مورد شیخ بهائی (ره) می نویسد به اینجا می رسد، (کتاب ) مفتاح الفلاح آنجناب همان کتاب است که قاضی معز الرین محمد اقضی القضاة اصفهانی معاصر شسخ بهائی ره شبی در خواب دید یکی از ائمه انام علیهم السلام را که با وی فرمد بنویس مفتاح الفلاح را و مداومت کن بعمل کردن به آن چو ن بیدار شد هر جه از علماء اصفهان اسم آن را پرسید گفتند چنین کتاب را ندانیم و شیخ بهائی در آنوقت با اردوی همایونی ببعض نواحی ایران سفر کرده بود و در همان سفر در بلده کنجه مفتاح الفلاح را تصنیف کرده بود و کسی بر آن مطلع نبو د چون شیخ مراجعت کرد بقاضی علی الرسم از آن بزرگوار نیز تحقیق کرد شیخ فرمود بلی من کتابی در دعا در این سفر تألیف کردم واسم آنرا مفتاح الفلاح گذاشتم لکن بکسی نگفته ام و نسخه اش را هم بکسی ندادهام که استنساخ کند(الان دیگه چاپ می کنند خیلی راحت) شما از کجا این اسم را شنیده اید قضی خواب خود را نقل کرد شیخ گریست پس نسخه مفتاح الفلاح را بایشان داد که از روی آن استنساخ کند و او اول کسی است که استنساخ آن نسخۀ شریفه کرده.
فقیر گوید :
که ایخواب از رؤیا های صادقه است و دلالت دارد بر کثرت شرافت این کتاب شریف و الحق قطع نظر از این رویای صادقه کتاب مفتاح الفلاح کتابی است بسیار شریف که شایسته ا ست مؤ منین درعمل یوم و لیله به آن رفتار کنند و آنرا بدل کتلب یوم و لیله ثقۀ جلیل یونس بن عبدالرحمن گیرند هانا شیخ مفید رحمه الله بسند صحیح از ابو هاشم رضوان الله علیه روایت کرده که عرضه کردم بر امام حسن عسگری علیه السلام کتاب یوم و لیله یونس را فرمود این کتاب تصنیف کیست گفنم تصنیفف یونس مولی آل یقطین فرمود عطا فرماید حق تعالی او را بهر حرفی نوری در روز قیامت.
ودر روایت دیگر است که از اول تا به آخر آن را تصفح کرد پس فرمود این دین من و دین پدران من است.

مواد غذایی اندازه های تقریبی انرژی چربی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غلات و فراورده های آن
برنج پخته یک سوم لیوان 75 ناچیز
نان لواش 6برش هفت در هفت 86 15%
ماکارونی پخته 1کفگیر سر خالی 86 3%
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شیر و لبنیات
بستنی معمولی 1لیوان 270 14%
ماست پر چرب 1لیوان 270 5%1
ماست کم چرب 1لیوان 145 4
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میوه ها
آناناس 1لیوان 55 1
انجیر خشک شده 10عدد 475 2
توت فرنگی 1لیوان 45 1
طالبی یک دوم 95 1
موز 1عدد 105 1
هندوانه 1برش 155 2
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سبزیها
کدو حلوایی پخته 1لیوان 80 1
کلم پخته 1لیوان 40 1
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حبوبات
سویا پخته 1لیوان 235 10
نخود پخته 1لیوان 270 4
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مغز ها و دانه ها
بادام 1لیوان 795 70
پسته 1لیوان 165 14
فندوق 1لیوان 725 72
گردو 1لیوان 770 74
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گوشت و فراورده های آن و تخم مرغ
کالباس 2برش 180 16
جگر 2برش 185 7
مرغ یک دوم سینه 140 3
تخم مرغ 1عدد 80 6
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ماهی ها
کنسرو 1عدد 165 7
قزل آلاسرخ شده 1عدد 175 9
همراه با کره و آبلیمو
میگو سرخ شده 1عدد 200 10
با تخم مرغ وآرد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گروه متفرقه
روغن آفتاب گردان 1.ق .غ 125 14
روغن نباتی جامد 1.ق.غ 115 13
روغن زیتون 1.ق.غ 125 14
مایونز 1.ق.غ 100 11
کره 1.ق.غ 100 11
فوائد گریۀ کودکان از زبان امام صادق علیه السلام به مفضل بن عمر .
مقصود این نیست که کار را از جای کوچک آغاز کنیم و همان جا در جا زنیم ، و یا با همت کو چک وارد کار شویم ، بلکه هدف این است که با نقشۀ وسیع و بزرگ و همت عالی و بلند ، کار خود را طرا حی کنیم ، اما همۀ نقشه را یک جا پیاده ننماییم بلکه خرده خرده به مقصو د بزرگ خود جامه عمل بپوشانیم .
صاعقه، طلا و نقرۀ موجود دردرون یک کیسه را ذوب مکند اما خود کیسه را نمی سوزاند .
محقق شریف در (شرح مواقف) خود گوید:
باتواتر ، به ما خبر رسیده است که صاعقه ای در شیراز در گنبد شیخ کبیر ابو عبدالله خفیف روی داد که قندیل های آن گنبد را ذوب نمود ، ولی چیز دیگری را نسوزاند.
علت این موضوع این است که آتش به سبب لطافت زیادی که دارد ، در متخلّخل ها نفوذ می نماید و چو ن دارای حرکتی سریع است ،پایدار نمی ماند اما در اجسامی که فشرده تر هستند ، بیشتر می ماند و تا به آن پا یدار می ماند که ذوب شان می نماید.
طبیعت ، نیرویی الهی است که در اجسام ، دارای نفوذ است و در آن حال که آنها را در اختیار خود دارد ، و به حرکت در می آورد ، کم کم ، همۀ آنها را به کمال لازم خودشان ارتقا می دهد.
نیز گفته شده است :
طبیعت در حقیقت ، ارادۀ خداوند است.
♥♥☻از کشکول شیخ بهایی♥♥♥


موسیقی ، علمی است که به وسیلۀ آن نفمه ها و ایقاع و احوال آن و کیفیت ترکیب یافتن آواز ها با همدیگر ،نیز وشیوۀ گرفتن آلات موسیقیایی دا می شناسند و موضوع آن صوت است ، اما تأثیری که در روان آدمی دارد به اعتبار نظامی است که بر آن مترتب است .
و نغمه صدایی است که مدتی از زمان توقف می کند و در آن لحن ها همانگونه که حروف از لفظ ها جریان پیدا می کنند جریان ، جریان پیدا می کند .
ردیف ها ی موسقی هفده عدد بوده و اوتار آن نیز چهار نوع می باشد اما ایقاع عبارتست از: اعتبار زمانی صوت .
آموختن علمی این علم به این صورت که گفتیم از نظر شر عی مانعی ندارد وبسیاری از فقهاء خود از سر آمدان این فن بوده اند.اما شرع پاک وپاکیزۀ ما آن را از لحاظ عملی منع و تحریم نموده است .
در این فن کتاب هائی نیز به رشتۀ تحریر در آمده است که بهرۀ آنها صرفاً علمی است و آن کسی که موسیقی را از لحاظ علمی می داند و می شناسد نغمه های هر ساز را که در مواقع اتفاقی شنیده مشود مورد بحث وبررسی قرار می دهد .
نوازندگان نیز نغمه ها را همانگونه که از آلت های طبیعی همچون گلوی انسان یا آلت های دیگر موسیقیایی شنیده می شود مورد بحث و فحص قرار می دهند.
اینکه می گویند : الحان موسیقی مأخوذ از نسبت های اصطکاک های فلکی است از جمله رموز این علم محسوب مشود چرا که در افلاک نه اصطکاکی وحود دارد و نه کوبشی و نه حتی صوتی!
برچسب ها :علم ، فنون،موسیقی ، علم موسیقی,